مردم سالاری - بی سواد
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بی سواد
 
موسیقی وب

به نام خالق خیر و شر


حتماً شمایی که این خبر را می خوانید هم متوجه فیلترینگ قوی تر این روزها در کشور شده اید.

فیلترینگی که، می شود گفت: این بار تمام ف.ی.ل.ت.ر..ش.ک.ن ها را نیز از کار انداخته.

شاید در نگاه اولتان، منی که از این اتفاق،انتقاد می کنم را به قول معروف "از اوناش" بدانید. از همان هایی که در اینترنت به دنبال دانلود فلان فیلم یا فلان عکس مستهجن هستند.

اما کمی که تامل کنید، متذکر می شوید که خود شما هم نه به دلایل بالا، بلکه به خاطر داشتن فعالیت های اجتماعیِ مجازیِ مثبت، از این نرم افزارها برای دور زدن فیلترینگ کشور، استفاده کرده اید.

مثلاً فعالیت سیاسی در فیس بوک یا گوگل پلاس، برای انتقاد از دولتِ #حسن_فریدون!.

اصلاً، قبول، اهل سیاست نیستی و به فکر دانش و دانش افزاییِ خودی. خود شمای دانشمند و دانش افزا، آیا برای ورود به برخی سایت ها، آی پی کشور تو را تحریم نکردند؟

یا تویی که می خواهی از فروشگاه اندرویدی گوگل، نرم افزاری برای گوشی خود دانلود کنی، باز هم با پیام تحریم کشورت روبرو نمی شوی؟

بله شاید بگویید که ما هر نرم افزاری که لازم داشته باشیم را از مارکت های ایرانی مثل بازار و... دانلود می کنیم. اما همین جا فکر کن. فکر کن چرا صاحب فروشگاه مجازی بازار، دسترسی اش آزاد باشد و تو نه؟!


باز هم فکر کن. فکر کن که چرا وزیر امور خارجه ی کشورت، بتواند به فیسبوک دسترسی داشته باشد و بتواند هر آنچه که درست می پندارد را بنگارد، اما تویی که منتقدش هستی، نتوانی در کامنتی از وزیر، سوال ات را بپرسی؛ انتقادت را بکنی؟


کافیست کمی فکر کنید. فقط کمی


تو را نزدیک بود از یاد ببرم. تویی که می گویی، به کسی مربوط نیست و دلم می خواهد در قماربازی های آنلاین شرکت کنم و فیلم و تصویر مستهجن دانلود کنم، زیرا این کار را در حریم شخصی ام انجام می دهم و در انظار عموم نیستم.

بلی شاید حق با تو هم باشد. اما نه به صورت مستقیم.

شاید حق با تو باشد به این نحو که، ارتباط با تمام دنیا، چاقویی دو لبه است و هم حُسن دارد و هم قُبح.  

اینکه اسلام تجسس را در حریم شخصی معمولاً حرام می داند، مگر به حکم شرع، جایی استثنا شود.

و با جمع این دو تای بالا، تو حق خواهی داشت، در حریم شخصی خود کاری انجام دهی که ما ندانیم. دولت هم کاری نداشته باشد تا وقتی که به جامعه و نظام ضربه ای وارد نشده. بله این گونه باشد شاید حق با تو نیز هست.


آه یکی دیگر هم آمده و می خواهد استدلالی در رد نظر من آورد. شاید می گوید که این چه استدلالی است که کردی؟ پس امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟ مگر نه اینکه کسی که به خود ضربه بزند، عنصری می شود که به جامعه هم ضربه خواهد زد؟ و... همین طور از همین قسم رد استدلال ها ...

 در جواب تو نیز می گویم: تو هم حق داری. اما...

اما آیا می شود فیلترینگ به گونه ای باشد که تو؛ محقق عزیز، بتوانی تحریم را دور بزنی. تو که دنبال مطالب دوستانت در فیس بوک و گوگل پلاس و... هستی، بتوانی مطالبشان را دنبال کنی و مطالبت را دنبال کنند. یا تو که می روی و از این امکاناتِ اجانب برای روشنگری استفاده می کنی، بتوانی به روشنگری ات ادامه دهی. اما اویی که می رود در اینجاها فحاشی می کند؛ اویی که می رود در این جاها ناموس مردم را منحرف می کند؛ او که کاری به دیگران ندارد و به قول خودش در حریم شخصی خود، فیلم و عکس آنچنانی می بیند، نتواند این کارها را بکند؟

نه به نظر تو، با کدام تکنولوژی دنیا می تواند جلوی زبان و چشم مردم را گرفت؟ 

زبانی که اراده خیر دارد را آزاد گذاشت و زبانی که اراده به شر دارد را بسته نگاه داشت؟

مگر آن قدر پیشرفت شود که روی اراده ها تاثیر بگذاری که آن هم خلاف دستور خداوند است.


پس ای کسانی که اینترنت ایران را فیلترنت می کنید، تو را به خدا بس کنید.

تو را به خدا، هر زمان که نزدیک انتخابات شد در عوض قوی تر کردن خود در رصد مخالفان نظام، نیایید و کل مردم را از اینترنت محروم کنید. محروم از داشتن ارتباط های سالم به بهانه وجود ارتباط ناسالم... و....

اگر این کار را به شیوه درست انجام ندهید، همان چیزی که از آن می ترسید، بیشتر قدرت خواهد گرفت. امنیت ملی و مشروعیت ملی بیشتر زیر سوال خواهد رفت.

امضاء

بی سواد

www.bisawad.parsiblog.com


[ پنج شنبه 94/11/29 ] [ 5:28 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

#اگر_من_رئیس_جمهور_بودم

قبل از هر چیزی از فرجامِ رئیس جمهور قبلی عبرت می گرفتم تا در برجامِ خودم دچار مشکل نشده و به فرجامِ همان قبلی دچار نشوم.

اگر من رئیس جمهور بودم، حتی برای اظهار نظر راننده ی تاکسی نیز احترام قائل می شدم و مَردُمَم را بی سواد و بی شناسنامه خطاب نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم، باز هم از رئیس جمهور قبلی عبرت گرفته و وعده های 100 و 200 و 300 و ... روزه ای که فقط و فقط برای شعار، زیبا باشد نمی دادم.

اگر من رئیس جمهور بودم، گناه و قصور خودم را به عهده گرفته و گذشتگان و شاید حتی درگذشتگان! را مورد عنایت! قرار نمی دادم.

اگر من رئیس جمهور بودم، دشمن قَسَم خورده ی سی و اندی ساله ام رو دوست و دوستان سی و اندی ساله ام را تُندرو نمی خواندم.

اگر من رئیس جمهور بودم، در میز مذاکره با دشمن، قطره قطره خون رزمندگان و دانشمندان شهیدم را همواره جلوی چشم داشتم و امتیازاتم را به رایگان مصرف نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم،...

...

...

...

اگر من رئیس جمهور بودم، در قبال زیر قول زدن دشمنم، به او لبخند نمی زدم و روی قول و قرارهای پوچ و تو خالی اش حساب باز نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم، وزرای خود را کنترل می کردم نه اینکه تحت کنترل برخی وزرا! قرار بگیرم و باقی شان را به حال خود رها کنم تا هر کار دلشان خواست بکنن و هر حرفی دلشان خواست بزنند و مردم را خائن خطاب کنند و بنیادهای انقلابی را زیر سوال ببرند.

اگر من رئیس جمهور بودم... هوم...

آه یادم آمد :)

اگر من رئیس جمهور بودم، مردم را به زور در ظِلِّ آفتاب و سوز سرما، نگه نمی داشتم تا مردمی بودن خودم را اثبات کنم.

       اگر من رئیس جمهور بودم، اگر فرماندار هم کارمند و کاگر استان تحت نظرش را مجبور به استقبال می کرد، توبیخَش می کردم.

       اگر من رئیس جمهور بودم، حتی اگر یک نفر به استقبال من می آمد، برای آن یک نفر، احترام قائل شده و حرف هایم را می زدم و حرف هایش را می شنیدم.

                   درست مانند استاد عزیزم که بدون یدک کشیدن نام اسلام و مسلمین و بدون هیچ چشم داشتی، وقتی مرا تنها در کلاس درس دید، وقتش را گذاشت، به من احترام گذاشت و تدریسش را شروع کرد.

       اگر من رئیس جمهور بودم، نمی گذاشتم به خاطر من، مدارسِ تعطیل شده، در آلوده ترین روزِ هفته، باز شوند...، آن هم نه به خاطر تحصیلِ علم، بلکه به خاطر حضورِ بی خاصیتِ من!. آن هم در هوای آلوده؛ ساعت ها روی پاهای کوچکِ شان، به ایستند تا من افاضات کنم.

                    من آن روز، همه ی کاسه کوزه های استقبال از خود را به هم ریخته، بچه ها را به خانه فرستاده، وزیر آموزش و پرورشِ چاپلوس خود را عزل می کردم.

 

#اگر_من_رئیس_جمهور_بودم

 

 

امضاء

بی سواد


[ پنج شنبه 94/10/3 ] [ 9:38 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

وقتی که دیدم تلویزیون ایران و بدتر از اون،اخبار بیست و سی، در جهت اهداف پلید دولت و خودروسازان، عده ای رو نشون می ده که در صف ثبت نام وام خودرو هستند، باور نکردم.

یقین داشتم که این ها صحنه سازی هست. با خودم گفتم، چند نفری را گیر آوردند و با پول، تطمیع کردند تا به مردم نشان دهند، اگر عجله نکنید از قافله عقب می مانید.


امروز شنیدم، ده ها هزار نفر در این طرح پلید، در زیر باران و در صف بودند.

یک لحظه فکر کردم، نکند خبر تلویزیون،واقعی بوده و واقعاً از همان اول این استقبال وجود داشته. اما بعد که کمی فکر کردم، متوجه شدم نقشه ی پلید خودروسازها گرفته است.

نقشه ای با هم دستی دولت و صدا و سیما که: "ای مردم عجله کنید... عجله کنید...، تا دیر نشده بیایید در این طرح ثبت نام کنید."

پول های تان را بیاورید. اینجا ما زمینی داریم که وقتی پول های تان را در آن بکارید، بعد از هفت سال، درختی پر از پول تحویل خواهید گرفت.

 

اگر خبر این صف های طویل درست باشد...

نمی خواهم مانند برخی اظهار نظرهای گروه های اجتماعی، به مردمی که رفتن در صف این طرح پلید، توهین کنم. چون می دانم، برخی از این مردم، شاید به ماشین نیاز مبرم داشتند و برخی دیگر هم باورشان شد که نکند از قافله، عقب بمانند

اما، این تبلیغ و بزرگ نمایی و تصویر سازی رسانه ای را که مردم می بینند، می شوند همان پینوکیوی ساده دل و مهربانِ قصه های کودکی مان و حماسه ای ده ها هزار نفری را در روز بعد خلق می کنند!. حماسه ای باشکوه! در زیر باران و در برابر نمایندگی های روباه مکار و گربه نره.خودرو با کباب اضافه!

پول های بی زبان را می دهند به این تشنگان خون ملت و به خیال خود، درختی پر ثمر، تحویل می گیرند.

دریغ که مانند قصه ی کودکیمان، نه پدر ژپتویی وجود دارد و نه فرشته ی مهربانی که مدام به پینوکیوهای زمانه هشدار دهند، دستشان را بگیرند و دشمنشان را رسوا کنند. نه این که اکنون عناصری به این مهربانی وجود ندارند. چرا هستند. خدای مهربان و ولی بر حقش، امام زمان و نائب آن ولی، رهبری عزیز. این ها همه هستند و خیلی خیلی قدرتمند تر از آن عناصرِ خیالی قصه ها.

سکه ی واقعیت ولی، روی دیگر هم دارد و آن اثرات اعمال و سنت هایی است که خداوند قرار داده.

سنت الهی مانند این که ما سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهیم، مگر به دست خودشان، باعث می شود، مردم ما در این دام غرق شوند.

خداوند، قدرتش بسیار بسیار بیشتر از فرشته ی مهربان داستان پینوکیوست. خدای واقعی ما قدرتی بی نهایت دارد و آن فرشته داستان، قدرتی خیالی که حتی در خیال هم به قدرت واقعی پروردگارمان نمی رسد. اما مسئله این جاست مردم نمی خواهند. مردم نخواستند. مردم به طاغوت بیشتر از حق، باور داشتند.

مردم باور نمی کنند که روزی شان قطع نمی شود، اگر با خدا باشند. در عوض باور می کنند صاحبان حقیرِ این قدرت حبابی، ( که حتی حقیر تر از اسلافشان (نمرود و فروعون و قارون و...) هستند. که حتی ممکن است به کمتر از پشّه ای هم جانشان گرفته شود) می توانند زندگی شان را نابود کنند.

مردم دیگر، معجزه ی آه را یادشان رفته. یادشان رفته که قول معروفی بود که می گفت: کاری نکن، آه مردم گریبانت را بگیرد.

اکنون مردم، آه نمی دانند چیست. (به قولی باز معروف "آه کیلویی چند؟")

این ها یادشان رفته و می رود که می روند! در صف خرید پلیدی ها و  می بینند که باز فریبشان دادند و باز هم کوتاه نمی آیند.

می بینند که زیر همان وعده اقساط هفت ساله زده شده. می بینند که باید این بار به واقع جان بِکَنَند تا در چهار سال بتوانند تسویه کنند. می بینند که انگار قرار است مشمول بهره ی مرکبشوند و سود بیشتر از 16  درصد به وامشان تعلق گیرد. (منبع: روزنامه ابتکار ) اما باز هم به جای خدا، از خودروسازها می ترسند. به اشتباه فکر می کنند نانشان و روزیشان را آن ها می دهند.

نمی دانم چرا ندیدند که خداوند، چگونه چندین ماه روزی آن ها(خودروسازها) را چنان بسته بود که به زمین و زمان و مردم، ناسزا می گفتند.


آری اکنون مردم ببینند که خودروسازها زیر همه وعده هایشان زدند. مردم بدانند که حتی وقتی پول نقد دادند و حتی وقتی باقی اقساط را به صورت چک و سفته و حتی به جای هفت سال، چهار ساله و بدتر از آن یک ساله، پرداخت کردند، برای گرفتن خودرویی که ذاتش را با مال حرام، آغشته کرده اند، شش ماه دیگر نیز باید صبر کنند. همان داستانی که در پست قبل گفتم. همان داستان تحویل ندادن خودرو در سر موعد که تا به حال، بارها و بارها شنیده اید (منابع: خبر گزاری فارس، , وام یا دامِ خودروسازها).

این روزها، خودروسازان ما، خویِ آمریکایی (هر لحظه، حتی وعده ی ناحق گذشته یشان را نیز از یاد می برند) گرفته اند.

امضاء

بی سواد

 

مطالب مرتبط:

وام یا دامِ خودورسازها

 خودروی داخلی نمی خرم



[ چهارشنبه 94/8/20 ] [ 10:59 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

بالاخره بعد از مدت ها انتظار (البته به قول خودشان، وگرنه مردم انتظاری دیگر داشتند)، جزئیات وام 25 میلیونی خودرو را اعلام کردند.

بله همین دیروز بود که در ابتدای اخبار تهران (ساعت 18:30، از شبکه پنج)، این جزئیات، اعلام شد.

جزئیاتی که نشان از این داشت، آن ها مردم را بوووق فرض کردند. مردم را چه فرض کرده اند که، برای حمایت از تولیدات داخلی، تولید داخلی را برابر خودرو داخلی دیدند و خودروی داخلی را هم همان خودروهای بی کیفیت و بی استاندارد و گران گذشته.

این تیم به اصطلاح اقتصادی و اقتصاد دادن دولت تدبیر و امید!، بعد از مدت ها تفکر و جلسه و...، فکر کرده اند بهترین تصمیم برای نجات از رکود را گرفته اند؟

البته که در ذهنشان فکر کرده اند بهترین تصمیم برای شیره مالیدن بر سر مردم و  سر کیسه کردنشان را اتخاذ کردند. اما در واقع این ها توهمات اذهان مریضشان بیش نبوده (چه این که بهترین تصمیم برای خروج از رکود گرفته باشند و چه این که بهترین تصمیم را برای شیره مالیدن بر سر مردم).

زیرا این مردم، دیگر مردم زمان هاشمی نیستند که هشت سال خفقان را تحمل کردند و ترسیدند و با فقر ساختند. مردم زمان خاتمی هم نیستند که گول وعده های دروغ (چه مشروع باشد و چه نا مشروع) را بخورند. حتی مردم زمان احمدی نژاد هم نیستند که ندانند، قدرت واقعی!!! دست کسانی دیگر است (کسانی غیر از احمدی نژاد و احمدی نژادی ها که شعار می دادند). دست هاشمی و دار و دسته اش.

مردم، دیگر از هیچ چیزی جز خدا نمی ترسند و فریب هیچ کسی را نمی خورند. نه از ترسشان به دوران خفقان هاشمی می روند. نه دروغ های دوران خاتمی را باور می کنند و نه ادعاهای بزرگ و قدرت ناچیز زمان احمدی نژاد را خواهند پذیرفت.

چه کسی است که نداند، تمام این طرح وام 25 میلیونی با سود 16 درصد، همه اش به واقع ضرر است برای مردم (مردمی که شیرشان خشک شده و آن دولتی ها، باز هم فرمان دوشیدنشان را می دهند). البته به ظاهر، سود است برای دولت و بانک هایی با گردش مالی ربوی و خودروسازان دزد. زیرا این وام با این درصد سود، جز، رباخواری نیست و از این جهت مطمئن هستیم، اگر به دستشان برسد، از گلویشان پایین نمی رود.

همه اش ضرر برای مردم هم، به این علت که نزدیک دوبرابر وام دریافتی را باید پس دهند، هیچ. ربا هم می دهند.

واقعیت این است که دولت و خودروسازان، در باتلاق فسادهای اقتصادی خود فرو رفته اند. حال می خواهند طناب های نجاتشان را به گردن مردمی که بوووق فرضشان کردند، بی اندازند تا از باتلاق خارج شوند.  اگر موفق شوند، مردم هم با خود در باتلاقی که گرفتارش هستند، می کشانند.

کاش در این کلاهبرداری شان هم عرضه داشتند!!!. اما عرضه ی یک فریب دادن درست و حسابی هم ندارند.

آن طور که گفته شده، تیم اقتصادی، همان طور که مردم را بوووق، فرض کرده، درآمد قشر بیشتر این مردم را هم اشتباه فرض کرده اند. آن ها به اعتبار این که اغلب مردم، درآمدی بالای 2 و نیم میلیون تومان در ماه دارند، به این نتیجه رسیده اند که پس می توانند نزدیک به نیم میلیون تومان در ماه قسط وام را بدهند.

فرض محال هم بگیریم که فرضشان حقیقت دارد، این را در نظر نگرفتند که برخی از همین مردم، خانه ای از خود ندارند و اغلب بیشتر از نیم میلیون تومان در ماه، کرایه ی خانه می دهند. با این حساب چه چیز برای امرار معاششان می ماند؟

باز هم ای کاش داستان این کلاه گشاد بر سر مردم، به همین جا ختم می شد.

اما این طور نیست. اصلاً می دانید این وام 25 میلیون تومانی را حتی با همان سود 16 درصد، لحظه ای هم لمس اش نمی کنید؟ این وام را خودرساز است که به بهانه ی تُوی مردم، صاحب می شود. او صاحب وام می شود و تُویی که مردم هستی، باید پدرت در آید و 7 سال قسط بدهی. شاید بگویی عوض اش یک خودرو از خودروساز به نامم شده.

اما چه خودرویی؟

آیا هیچ فکر کرده ای، اگر خودرو را بدهد، تازه اگر بدهد، خودرویی است که ماه ها بلکه سال هاست در انبارهایشان، آن هم انبارهایی زیر نور زندگی بخش خورشید! و آب حیات بخش باران! و خاکی که روییدن تو هم از آن است!، باد کرده بوده؟

آیا هیچ فکر کرده ای هنوز معلوم نیست، تحویل همین خودرو، با همین مشخصات بالا، چه هنگام است؟

بدان، هنگامی خودرو را تحویل خواهی گرفت که: 1- با نمایندگی قرارداد بسته باشی. 2- 20 درصد از پول خودرو را یک جا و نقد داده باشی. 3- برای ما بقی مبلغ خودرو ( که یعنی مبلغ وام به اضافه ی سود 16 درصد آن بعد از هفت سال) چک و سفته داده باشی.

آنگاه اگر این سه مرحله را انجام داده باشی و آن ها نخواند بیشتر بدوشن تو را، خودرو را تحویل خواهی گرفت. اما از این خودروسازان بعید نیست که به انوع بهانه ها، تحویل خودرو را به تعویق بی اندازند. همان گونه که بارها در بخش های مختلف خبری، هم نوعی از خودت (قابل دوشیدن) را دیده ای که سال هاست، در انتظار تحویل گرفتن خودرویی است که تمام مبلغ را پرداخت کرده هیچ، اضافه تر هم به بهانه هایی چون تورم و آپشن و... پرداخت نموده است. اما چشمش به جمال همان لَگَن آرزوها هم روشن نشده.

می دانستم برای ادعاهایم (مثلاً شرایط وام و تحویل خودرو و...) مدرک خواهی خواست. باشد این هم مدرک. این هم از لینک اخبار تهران شبکه پنج در 15 آبان سال 94.

ای من و تویی که مردم خطابمان می کنند. اما به واقع و به خیال خامشان، بووووق فرضمان کرده اند، هرگز خودت را در دام این وام خوش خط خال (کاش دست کم خوش خط و خال بود که آن هم نیست) گرفتار نکن.

این مفسدان اقتصادی فی الارض!، بگذار در باتلاق خودشان، با دوستانشان فرو روند. من تو نمی توانیم نجاتشان دهیم.

راستی تهدید کرده اند که از این فرصت بهتر، پیش نخواهد آمد.( وزیر امور اقتصاد و دارایی شرایط بازار را اکنون در بهترین وضعیت برای خرید کالاها دانست و گفت که نه به عنوان یک وزیر، بلکه به عنوان یک شهروند و کارشناس اقتصادی، اگر قصد خرید کالایی را داشته باشد، حتما و حتما اکنون را بهترین فرصت برای مراجعه به بازار می دانم. ولی الله سیف، رئیس کل بانک مرکزی نیز با تائید صحبت‌های وزیر امور اقتصادی و دارایی گفت: ممکن است در سال آینده و پس از اتمام دوره اجرای شش ماهه بسته رونق اقتصادی، دیگر چنین فرصت‌هایی برای مردم در خرید کالا با وام مناسب و تسهیلاتی که دولت برای تحریک تقاضا در نظر گرفته، پیش نیاید. منبع ). اصلاً نترس.  همه اش لاف است و می خواند بترسانند تو را. این همان چماقی است که در دست آمریکا دیدند و کپی برداری کردند.

شاید اشک تمساح ریختند. کارگرانشان در کارخانه ها را سپر انسانی قرار دادند و گفتند: دو میلیون کارگر بی کار می شوند. اگر این شد، تو بگو: مگر نمی گویید، برای این که نرخ بیکاری ثابت بماند، باید سالی یک میلیون، شغل ایجاد کرد... . خب به همان هایی که شغل می خواهند ایجاد کنند، بگویید که امسال دو میلیون اضافه تر شغل ایجاد کنند تا هم نرخ بی کاری ثابت بماند و هم کارگران بنده خدا، از روزی شان نیفتند.

من و تُوی مردم که نباید هنوز هم این همه سطحی نگر باشیم. نباید وضع 68 میلیون نفر را قربانی دو میلیون نفر کنیم. آن کارگر هم اگر کمی فکر کند و ببیند با واسطه دارد به حسن آقا، همسایه ی دیوار به دیوراشان، ظلم می کند و حسن آقا خودروی بی کیفیت تولید او را مجبور است سوار شود، باید دست به اعتصاب بزند.


این را یادم رفت بگویم.

فردا که ثبت نام کردیم، وام را گرفتیم! (خودروساز گرفت)،خودرو را تحویل گرفتیم و طی هفت سال به خون دل، اقساط پرداخت کردیم، آیا می دانیم که خودرویی مربوط به هفت سال پیش را به دو برابر قیمت خریده ایم. اگر بگوییم 40 میلیون هفت سال بعد، همین 20 میلیون تومان امسال ارزش دارد، در آن زمان (هفت سال آینده) باز هم برای خودروی هفت سال پیش بیست میلیون تومان ارزش قائل شدیم. ارزشی که هم اکنون هم لایقش نمی دانیم و شعار کم شدن قیمتش را می دهیم.

امضاء

بی سواد

مطالب مرتبط


خودروی داخلی نمی خرم


[ شنبه 94/8/16 ] [ 11:22 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر


 

در تصویر فوق می بینید که دستان برخی نمایندگان بالاست. و چهار انگشت خود را نشان می دهند

این بدین معناست که این ها موافق طرح برجام هستند.

البته کسانی که دو انگشت خود را نشان می دهند، مخالفت خود را ابراز می کنند.

دیروز، یکی از نادرترین اتفاقات تاریخ ایران، بلکه تاریخ جهان، رخ داد.

دیروز نمایندگان ملتِ کشوری با تمدنی بیش از 2500 سال و 1400 سال تمدن اسلامی، مهمترین تصمیم این سال ها را گرفتند.

مهم ترین تصمیم را گرفتند، اما کمترین تفکر و تامل را پشت تصمیم گذاشته بودند.

می گویند، تنها 15 یا شاید هم 20 دقیقه، تنها همین مقدار زمان احتیاج داشتند تا به بزرگ ترین تصمیم این سال ها رای دهند.

کسانی که حدود هشت برابر این زمان لازم داشتند تا در مورد موضوعی مانند مشکلات یک روستای کوچک، تصمیم بگیردند، در اقدامی تعجب و تامل برانگیز، قانونی که در آن چارچوب اقدامات متقابل دولت در اجرای برجام، مشخص شده بود را، در کمتر از بیست دقیقه به رای گذاشتند و تصویب کردند.

کسانی برخی شان شاید در خفا و حتی شاید در ظاهر، حکومت دینی را حکومتی، دیکتاتور مئابانه، می دانستند و خلاف دموکراسی، این بار حتی به عملکرد دیکتاتور گونه رئیس مجلس، جناب علی لاریجانی، هیچ اعتراضی نکردند.

انسان را یاد حقوق بشر سازمان ملل (حقوق بشر آمریکایی) انداختند.

حقوق بشری که می گوید: اعدام مجرمان خطرناک در ایران، خلاف حقوق بشر است، اما اقدام جنایتکارانه و صهیونیست منشانه ی عرب های سعودی، دفاع از تمامیت ارضی و عین حقوق شان است.

اینجا هم هر چه مخالفان خواستار ارائه پیشنهادات تکمیل این طرحی که می توانست، طرح مطلوب همه جناح ها باشد؛شدند، بر خلاف قانون خود مجلس، رئیس دیکتاتور آن علی لاریجانی، این حق مخالفان را سلب کرد، و انگار که گُرگی، او و هم کیشانش را دنبال می کند، طرحی ناقص و پر از حفره های امنیتی (مثل حفره های امنیتی ویندوز ایکس پی و شاید حتی بدتر از آن) را در کمتر بیست دقیقه با تبانی در پشت پرده، به تصویب می رساند. زیرا از نظر او و دوستانش، هیچ رفتار دیکتاتور گونه صورت نگرفته و کاملاً دموکراتیک! توی دهن مخالف زده شده!.

بعد هم اشک آهی بود که از دلسوزان که به تمسخر دلواپسان نامیده می شوند، در آمد.

تمسخری که امروز هم از رسانه های حامی دولت به افکار جامعه تزریق شد.


یک ربعی که تیتر روزنامه‌ها شد!!!

جالب اینجاست که همان هایی که این طرح ناقص را تصویب کردند، حاضر نشدند نامشان را تاریخ ثبت کند.

مگر نه این که این طرحی افتخار آفرین در تاریخ ایران است!؟

پس چرا نخواستند نامشان در تاریخ بماند. نام نیکی در ذهن تاریخ در کنار نام ننگ آورانی همچون رسائی و کوچک زاده و...!!!!!

مگر این که یقین داشته باشند، تاریخ نام ننگ شان را به خاطر می سپارد.

نام کسانی که ایرانِ در اوج عزت را به حضیض ذلت کشاند.

اما ماه هیچ وقت پشت ابر نمی ماند و تاریخ همیشه منافقان و بدخواهان را رسوا کرده و می کند. اما به لطف موافقت های قبلی و تصاویر ضبط شده، بیشترشان رسوا شده و می شوند.

در ادامه اسامی صد نفر از این به اصطلاح نمایندگان منافع ملت و به واقع نماینده منافع خود و ارابابانشان را می آورمدر فایل اکسل، که بر اساس حوزه ی انتخابی مرتب شده اند

 

اسامی موافقان برجام

منبع

آن هایی که مثل من نمایندگانی را که این گونه تصمیم عجولانه ای گرفتند و بدون تفکر آینده کشور و ملت را به خطر انداختند، دارای صلاحیت نمی دانند، اسامی را به خاطرِ خود بسپارند و در انتخابات آینده با انتخاب اصلح، سیلی محکمی به دهان بدخواهان بزنند.

من و شما یادمان باشد، که کلی هزینه شد و کمیسیون ویژه ای شکل گرفت و کلی ایرادات بر برجام گرفته شد. یادمان باشد که قرار شد، به در صحن مجلس تمامی این ها گزارش شود، اما دیکتاتورها نگذاشتند. دیکتاتورها، صدای مخالفان را خفه کردند، آن ها را به تمسخر گرفتند و کشور را در آستانه ی خطر امنیتی قرار دادند

من و شمایی که ساکن تهران هستیم، اسامی زیر یادمان نرود.

 

سید محمدحسن ابوترابی فرد تهران
محمدرضا باهنر تهران
علی مطهری تهران
فاطمه رهبر تهران
لاله افتخاری تهران
احمد توکلی تهران
علیرضا محجوب تهران

و عزیزانی که در حوزه های انتخابی دیگر ساکن هستند، طبق جدول، نماینده مورد نظر را پیدا کنند

 توجه: البته در فیلمی که قبل از رای گیری مجلس  را نشان می دهد، آقای توکلی، به این فرصت کم و عملکرد لاریجانی انتقاد داشتند که مثل همه و همیشه، جواب تمسخر آمیز لاریجانی را شنیدند. اما انگار در رای گیری کار خود را می کند و به این طرح رای می دهد.


امضاء

بی سواد


[ چهارشنبه 94/7/22 ] [ 3:9 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

لینک های ویژه
امکانات وب


بازدید امروز: 31
بازدید دیروز: 42
کل بازدیدها: 51008