شهریور 94 - بی سواد
سفارش تبلیغ
صبا ویژن

بی سواد
 
موسیقی وب

به نام خالق خیر و شر

#خودروی_داخلی_نمی_خرم

این روزها همه شنیده ایم که کمپین نخریدن خودروی صفر داخلی ایجاد شده. کمپینی که به لطف شبکه های اجتماعی جدید، خیلی سریع بزرگ و بزرگتر و سریع به روز می شه.

اول طبق عادت مسئولین ایرانی، دست کم گرفته می شود.

اما بعد که بزرگ و بزرگتر شدنش حالشان را خراب می کند و ترسشان را افزون، به هر زبانی متوسل می شوند تا آن را سرکوب کنند.

منظورم را همه می دانید. منظورم همین وزیر صنعت و معدن (محمد رضا نعمت زاده) هست. 

فکر کنم دیگر انگی نمانده باشد که ایشان به اعضاء کمپین مخالف خودروی داخلی، نزده باشد. از خائن گرفته تا ضد انقلاب خطابشان کرد. انگار هر کدام از اعضاء این دولت باید به زبانی به مردم توهین

 کند وگرنه پایه های قدرتش متزلزل می شود. از آقای روحانی گرفته با بی سواد خطاب کردن مردم منتقد، تا این یکی که دیگر از هیچ صفت بدی فرو گذار نکرده. (خائن، ضد انقلاب، گنه کار و...)

بخوانید در اینجا

حالا دیگر حتی خودی های دولت هم این نوع خطاب کردن مردم توسط وزیر را به باد انتقاد می گیرند. و منتقدین او از دلواپسان  و بی سوادها فراتر رفته و به روشنفکرها! رسیده.

حدود شش ماه پیش بود که من از پسته های چینی که خبرش در تلویزیون آمد، نوشتم. و در ادامه از خودروسازان و خودروی داخلی. از این که رهبر اگر می گویند از تولید ملی حمایت کنید. منظورشان فقط من و شمای مصرف کننده نیست و نبوده. منظورشان تولید کننده هم بوده که با کیفیت تولید کند تا تولید ملی سرافراز شود. 

آن جا من نوشتم:  این اشتباه هست که برای جبران دزدی تولید کنندگان خودروی داخلی، من حاضر بشم با سه برابر قیمت واقعی یا بیشتر، برم و پراید تولید داخل رو بخرم و بعد زیر تریلی همرنگ آسفالت بشم. در اینجا بخوانید

آیا به راستی اگر من بروم پراید بخرم یا ماشینی بی کیفیت از آن یکی خودروساز دیگر. اصلاً هزینه ی استهلاک سریعش به کنار، اصلاً پول زور برای آپشن های ضروری که به زور می گیرند هم به کنار، وقتی من با اولین تصادف شدید، مرگ خودم و سرنشینان خودرو ام را رقم بزنم باز هم از تولید حمایت کردم؟

اصلاً جان من و سرنشینان خودرو من هم به کنار. اگر با این کارم به دزدان خط تولید خودرو که قطعه ی دست دوم کار می گذارند یا آن دزد نمایندگی که حاضر نمی شود خدمات پس از فروش معمول را به من عرضه کند، کمک کنم، آیا این حمایت از تولید ملی است؟ یا حمایت از دزدان خودی؟

رهبری عزیز وقتی می گویند باید از تولید ملی حمایت شود. درصدی از این حمایت، یعنی خریدن کالای داخلی. درصد های دیگر این حمایت بر می گردد. به تولید کننده که با تولید با کیفیت خود از تولید خود و بالطبع از تولید ملی حمایت می کند. دزصد های دیگر این حمایت بر می گردد باز هم به تولید کننده که جلوی ریخت و پاش و دزدی در تولید را بگیرد و با این جلوگیری از دزدی و کم فروشی، از تولید داخلی حمایت کند.

اصلاً از این ها بگذریم. شما بگویید؟ آیا خودروی شخصی یک کالای ضروری است یا یک کالای لوکس؟

آیا اگر من خودروی شخصی نداشته باشم و در عوض با تاکسی و وسائل نقلیه ی دیگر تردد کنم، به ضرورتی از زندگی خود بی توجهی کردم؟

خوب فکر کنید، خواهید دید خودروی شخصی یک کالای کاملاً لوکس محسوب می شود. نمی خواهم با اثبات لوکس بودن خودروی شخصی، بگویم پس نداشته باشیم اش.

نه هرگز. داشته باشیم تا راحت تر سفر کنیم. اما چه لزومی دارد کالای لوکس تولید کنیم. چرا باید این همه منابع را هدر دهیم، تا یک کالای لوکس بی کیفیت تولید کنیم؟

بهتر نیست این کالا را وارد کنیم که واقعاً به معنای حقیقی وسیله ای لوکس داشته باشیم؟ مطمئن باشید در این مورد تحریم نمی شویم. چون کالا کالای لوکس و کاملاً مصرفی می باشد.

این کالا را وارد کنیم و در عوض منابع هنگفتی که صرف تولید آن می شود را صرف تولید خودروهای عمومی کنیم. هم با کیفیت ترشان کنیم و هم زیادتر. این همه کمبود واگن مترو داریم. این همه کمبود در ناوگان اتوبوس رانی و داریم.

اصلاً شمایی که در تهران هستید. آیا گذرتان به میدان رسالت یا خاوران افتاده. آیا ندیده اید که می نی بوس هایشان هنوز همان مکعب مستطیل های سی سال پیش بلکه قدیمی ترند؟

برخی نگرانند که از صنعت روز دنیا عقب بمانیم. صنعت ساخت موتور خودرو. صنعت طراحی و...

بر فرض محال که ما توانسته ایم موتوری صد در صد داخلی تولید کنیم و حال می خواهیم از دنیا عقب نمانیم، مگر این موتور نمی شود در خط تولید تاکسی هایمان استفاده شود؟

مگر نمی شود طراحی های زیباتری برای تاکسی هایمان بکنیم. می گویم وقت و هزینه را بگذاریم در آن جا. آن جایی که مدیریتش با شهر داری و دولت و ... هست و پولش هم دارند تا به تولید کننده بدهند و تولید خودروی شخصی را ببوسیم و بگذاریم کنار.

بگذاریم مردم از خودروی خارجی استفاده کنند. خودروی تولید کسانی که، دست کم در این زمینه از ما مسلمان تر هستند و به سرعت عیب خود را اصلاح می کنند و مثل ما بر رویش سرپوش نمی گذارند.

می ماند عده ای که نگران نیروی بسیار زیاد کاری هستند که در این صنعت مشغولند. این نیرو مطمئن باشید اگر تولید کننده هایمان راه جدید را درست بروند، در تولیدات جدید عمومی و نه شخصی می شود به کارشان گرفت.

باور کن خودرو ساز محترم، این کار را کنی، هم اعصاب خودت آرام می شود و دیگر انباری مملو از خودروهای صفر خاک خورده نداری، هم آخرتت آباد می شود، چون جان مردم را با کیفیت پایین تولیدت نمی گیری.

من هم مثل باقی مردم می گویم: #خودروی_داخلی_نخریم

امضاء

بی سواد


[ سه شنبه 94/6/10 ] [ 10:45 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

#احمدی_نژاد_دوم

/*لازم نیست کسی با عقاید احمدی نژاد پیدا شود، بلکه با همان عملکرد هم می شود شاهد احمدی نژادی دوم بود. اما کدام عملکرد او؟ عملکر مثبت یا منفی؟*/

حتماً یادتان است!

نیست؟.

عیبی ندارد این هم یادآوری

آهان یادت آمد. دولت قبل بود و احمدی نژاد و اینکه دیگر مجلس در رأس امور نیست.

همه انتقاد کردیم.

هم من هم شاید شما و هم حتماً خیلی از دیگران.

این خبر مربوط به سال 89 بود. حالا بعد از گذشت حدود 5 سال، همان حرف را رئیس دولت جدید (جناب روحانی) به شیوه ای جدید مطرح می کند.

کجا؟

مثلاً در این جا که می گوید نیازی به تصویب برجام در مجلس نیست.

در نگاه اولِ یک فرد عادی، روحانی دولت را راس امور ندانسته چون مانند احمدی نژاد مستقیماً به عقیده خودش اشاره نکرده.

اما زیاد هم لازم نیست عمیق شد. بلافاصله که جمله ی دولت را معنی کنی، معنایش می شود: این دولت است که باید تصمیم نهایی را بگیرد. مجلس ناظر اگر دوست دارد، می تواند به عنوان یک شئ تزئیی نظام جمهوری اسلامی، دولت و اعمال دولت را نظاره کند. فقط و فقط همین.

خوب که دقت می کنی، متوجه می شوی که احمدی نژاد حرف رک و صریحش در حد شعار بود و حتی تهدیدی جزئی هم برای نظام محسوب نمی شد.

اما روحانی شعاری رک و صریح نداد، بلکه عمل کرد و با عملش نقش مجلس را زیر سوال برد.

روحانی به تضعیف مجلس بسنده نکرد و به شورای نگهبان هم دقیقاً به همان سبک حمله ور شد و گفت: شورای نگهبان چشم است و چشم نمی تواند کار اجرایی کند. کار اجرایی را دست که دولت است انجام می دهد (در این جا بخوانید)

خب خدا را شکر یکی از برادران لاریجانی جواب محکمی به این عوام فریبی دادند. آقای صادق آملی لاریجانی خوب در جواب هتاکان قانون ( رئیس جمهور روحانی و وزیر کشور رحمانی فضلی) گفتند: برخی اظهارنظرها و صحبتهای عامیانه درباره انتخابات و نحوه نظارت بر آن واحراز صلاحیت کاندیدها به صورت کاملا تکراری مطرح می شود که موجب تعجب است.

...باید از آنان پرسید مگر کسی می خواهد جرم کسی را ثابت کند که می گویید اصل بر برائت است؟

... هر حکمی که بر موضوعی بار شود، برای تأیید تحقّق این حکم، ناگزیر باید احراز موضوع کرد. اگر گفته شود هر کس به سن 18 سالگی برسد باید به سربازی برود با شک در 18 سالگی نمی توان حکم سربازی برای او ثابت کرد و نمی توان با برائت، سن 18 سالگی برای او ثابت کرد!

کاملش را در اینجا بخوانید.

می بینید؟ این دومین حمله روحانی و هتاکی او به قانون.

بعد با وقاحت تمام اخیرا می گوید: هیچ کس از قانون بالاتر نیست کامل را در اینجا بخوانید.

کسی که دو نهاد قانونی مهم را اینگونه زیر پایش لگد مال می کند، چطور دم از قانون زده و شعار کسی بالاتر از قانون نیست را سر می دهد؟

بعید نیست این شعار نیز برای حمله به نهاد قانونی دیگری باشد. 

خوب فکر کنید. به نظر شما در قانون جمهوری اسلامی ایران کدام نهاد می تواند، در پی حل نشدن اختلافات سران قوا، حرف آخر را بزند؟

مجمع تشخیص مصلحت؟

نه.

وقتی آن جا هم حل نشد چه؟ اصلاً وقتی به جایی رسیدیم که قانون کم آورد.

بله نهاد بعدی که قرار است مورد هتک رئیس جمهور قرار بگیرد، نهاد رهبری و شخص رهبر است.

رئیس جمهور وقتی می گوید هیچ کس بالاتر از قانون نیست، دقیق که شویم، می توان ترجمه کرد، رهبر عنصری اضافه است و بر خلاف قانون. چون رهبر می تواند حکم حکومتی دهد و ضعف قانون را جبران کند.

شاید ایراد بگیرید  که خود حکم حکومتی در قانون آمده است. بله می دانم. اما رئیس جمهور با این حرفش این تداعی را در ذهن ایجاد می کند که رهبری فرا قانونی است و چون هیچ کسی بالاتر از قانون نداریم. پس رهبری هم نمی تواند در خرابکاری های او و همراهانش دخالتی کند.


پ.ن: حالا که فکرش را می کنم و از ابتدا برنامه ی دولت را مرور می کنم، به وضوح طرح نقشه ای برای تضعیف نظام و رهبری را شاهدم.

 

  • مذاکرات و شکستن خطوط قرمزی که رهبری تعیین نمودند.
  • دور انداختن مجلس از نظارت بر فرایند و نتیجه مذاکرات
  • دور انداختن شورای نگهبان با جمله ی شورای نگهبان چشم است، از انتخابات ...
  • نداشتن کسی بالاتر از قانون.

 

بی شک اگر جلوی این زیاده روی را نگیریم، بعید نیست بنی صدری دیگر ساخته شود. بنی صدری که حالا در پشت خود گرمای رای مردم در انتخابات را حس می کند.

ما از احمدی نژاد ترسیدیم که می خواست به مجلس حمله کند. و برای نظر رهبر و ولایت وقعی ننهد. حال چه شده که در برابر روحانی که هم به مجلس حمله کرد و هم شورای نگهبان و بعید نیست گام بعدی او رهبری باشد، سکوت کرده ایم.

به قول خودشان (اصلاح طلب ها) که چرا آن موقع ساکت بودید، پس چرا اکنون ساکتیم؟

بله می دانم که برای احمدی نژاد قدرتی نمی شناختیم و به قول معروف نخودی حسابش کردیم. اما حال می ترسیم. چون پشت روحانی را به جبهه ای بزرگ (اصلاحات)! و هاشمی رفسنجانی! و ... گرم! می دانیم.

حال ما شاهد #احمدی_نژاد_دوم بلکه #بنی_صدر_دوم هستیم

امضاء

بی سواد


[ چهارشنبه 94/6/4 ] [ 8:0 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

لینک های ویژه
امکانات وب


بازدید امروز: 22
بازدید دیروز: 35
کل بازدیدها: 46641