حق الناس - بی سواد
سفارش تبلیغ
مجله هاست ایران
مجله هاست ایران

بی سواد
 
موسیقی وب

به نام خالق خیر و شر

إِنَّ الْمُنافِقینَ فِی الدَّرْکِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَ لَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصیراً

منافقان در پایین ترین درکات دوزخ قرار دارند و هرگز یاوری برای آنها نخواهی یافت

 تبریک به همه مسلمانان و آزادگان جهان

#اکبر_هاشمی_بهرمانی به #درک_اسفل پیوست.

او این سال ها (این سال های حمایتش از سرمایه داری و مخالفتش با نظرات رهبری. این سال هایی که با ثروت نامشروعش و قدرتی که از قِبَل این انقلاب یافته بود، ثروتمند رو ثروتمندتر و فقیر و فقیرتر کرد. تا جایی که انقلابی که زمانی از حامیانش بود را دچار تزلزل نمود) اون این سال ها وقت داشت که توبه کند. وقت داشت انسان خوبی شود...

اما نشد و هر روز بدتر از دیروز شد.

هر روز در پشت نقابِ نفاق بر ضد اسلام و ایران و ملت مظلوم، خودش و فرزندانش حرکت کردند. که خطرناک ترینش همین فتنه 88 بود و معلوم هم شد در برجام  و تحریم ها هم نقش داشته



امروز خواهرم در قبال منافق خواندن این ملعون از من سند خواست. 

سند می خواهید، بهترین سند کتاب خاطرات خودش. کتابی که از سر تا به ته اش تبلیغ اشرافیگری های اوست. تبلیغ امنیت خواستن او وقتی که همه جا نا امن بود

سند می خواهید؟

همین چند روز پیش ویکی لیکس از خیانت او و محمد خاتمی در تحریم های بیشتر پرده برداشت.


سند می خواهید؟

رمز تقلب شدن در انتخاب 88 و زمزمه احتمال تقلب در انتخابات 96


سند می خواهید؟

گفت: آلمان که به پیشرفت رسید به دلیل این بود که از قدرت نظامی خود کاست


و هزاران هزار سند دیگر...


اما مشاهدات من و توی مردم مظلوم، بالاترین سند خیانت این ملعون هست.


با این همه او فرصت توبه را از دست داد. 

شاید می توانست توبه نکرده! کمی از آلام خود در جهنم را کم کند! اما همین اندازه هم سعادت نداشت.

حتی سعادتش از #مسعود_رجوی و #آریل_شارون هم کمتر بود. چون مسعود منافقی بود که دستش رو شد برای همه. نقابِ نفاق را از چهره برداشته بود. شارون هم دشمن آشکار ما بود.


اما این ملعون، منافق مرد. در حالی که اکنون بدتر از عذابِ کافر و دشمن خارجی، عذابِ آتش جهنم انتظارش را می کشد. بله او مرد در حالی که منافق بود و نقاب نفاقش را برنداشت.

اکنون #درک_اسفل، انتظار او را می کشد و خود را برای پذیرایی از او آماده می کند.


پ.ن:

1- یه جا خوندم هنگام مرگ شارون زمینی که قرار بود او را در آن دفن کنند چندین بار به خود لرزید و حاضر نبود این بدن را بپذیرد

دوست دارم هنگام دفن این ملعون هم زلزله ای که فقط برای او نشانه عذاب است بیاید تا بازماندگانِ کمک کننده به خیاناتش، شاید به خود آیند.


2- شنیدم دوباره به مهدی مرخصی دادن! به قول خواهر دیگم، فکر کنم به علت مرگِ پدرش، باقی مدتِ حبسش رو هم ببخشن.


3- کاش قوه قضائیه حالا که تصمیم گرفته با صلابت باشه، عقب نشینی نکنه.


امضاء

بی سواد


#اکبر_هاشمی_بهرمانی

#درک_اسفل

#منافق

#مسعود_رجوی

#آریل_شارون

#فتنه88

#عنصر_انقلاب


[ یکشنبه 95/10/19 ] [ 10:12 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

 #اولین_چهار_ساله

آری این روزها، همه مان این را زمزمه می کنیم و حتی بعضی هایمان، فریادش می زنیم. فریاد #اولین_چهار_ساله.

بگذار ما را مسخره کنند. اما این ما هستیم که رای می دهیم. من و تو و آن هایی که مثل ما (مردم) هستند.

بگذار بگویند که انتخابات تشریفاتی است و نظام تصمیم می گیرد. این را می گویند که تو انتخابات را عبث، دانی و قدمی پیش نگذاری.

بگذار بگویند که باز هم آش همین آش است و کاسه همین کاسه!. بگویند که هر که بیاید هیچ چیز عوض نمی شود و همه شان سر و ته یک کرباسن. این را می گویند که امید به وضع مطلوب را در تو بخشکانند.


می دانی دوست من؟ آن هایی که پشت این دولت نگون بخت، عروسک گردان بودند و من و تو باقی (مردم) را کشاندند به خیابان و هنجار شکستیم و رقصیدیم و جشن رفع تحریم و آفتاب برجام! گرفتیم...؛ همان ها الان همین بالایی ها را می گویند. همان ها هستند که می خواهند بعد این چهار سال (که خودشان هم می دانند و می خواستند که این دولت تنها 4 سال بماند) نظام و مشروعیتش را زیر سوال ببرند به این نحو که تو نیایی و رای ندهی. به این نحو که تو اشارات رهبرت را نگیری و در گروه اکثر هم لایعقلون، بمانی.

می دانی دوست من؟ آن ها حق دارند که این گونه فکر کنند. این گونه حساب کنند. این گونه نتیجه را پیش بینی کنند. آن ها اینگونه حماقت می کنند چون برای دنیا، خدایی را نمی شناسند که اراده ای فوق اراده ماده! و آن ها!! داشته باشد.

دوست من... من هم مثل آن ها پیش بینی می کنم که دولت ما! (دولت فریدون ها) همین چهار سال را بیشتر نخواهد بود. اما بعد آن را دولتی پیش می بینم که بسیار بسیار بهتر از گذشته است. حتی بسیار بهتر از دولت احمدی نژاد (حتی اگر باز هم احمدی نژاد برگردد!)

دوست من... من و تو باید بخواهیم تا چنین شود. تا خدا چنین بخواهد. من و تو باید معترض هر نقصی ولو کوچک باشیم. من و تو نباید از ترس خفه شو بی سواد؛ خفه شو بی غیرت؛ خفه شو ضد انقلاب؛ خفه شو عامی امی؛ خفه شو...؛ گفتن های آن ها؛؛؛ خفه شویم. بلکه باید فریادمان را بلندتر کنیم و برسر کدخدا پرستان بی غیرت و بی عزت، فرود آوریم... آن وقت یقین بدان، خدایی که ما شناختیم و آن ها منکر آن هستند، کمکمان می کند.

می دانم... از زمان اولین بگم بگم ها، به همین راحتی حرفی را قبول نمی کنی. پس برایت از معتبرترین اسناد (قرآن) تایید حرف هایم را می آورم. 

آن جا که در آیاتی از سوره مائده می فرماید:

...یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَالنَّصَارَى أَوْلِیَاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاءُ بَعْضٍ وَمَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ(51)

...ای کسانی که ایمان آورده‌اید! یهود و نصاری را ولّی (و دوست و تکیه‌گاه خود،) انتخاب نکنید! آنها اولیای یکدیگرند؛ و کسانی که از شما با آنان دوستی کنند، از آنها هستند؛ خداوند، جمعیّت ستمکار را هدایت نمی‌کند

فَتَرَى الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نَخْشَى أَنْ تُصِیبَنَا دَائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ یَأْتِیَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَیُصْبِحُوا عَلَى مَا أَسَرُّوا فِی أَنْفُسِهِمْ نَادِمِینَ (52)

(ولی) کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد (و نیاز به کمک آنها داشته باشیم!)» شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!

وَیَقُولُ الَّذِینَ آمَنُوا أَهَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خَاسِرِینَ (53)

آنها که ایمان آورده‌اند می‌گویند: «آیا این (منافقان) همانها هستند که با نهایت تأکید سوگند یاد کردند که با شما هستند؟! (چرا کارشان به اینجا رسید؟!)» (آری،) اعمالشان نابود گشت، و زیانکار شدند.

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا مَنْ یَرْتَدَّ مِنْکُمْ عَنْ دِینِهِ فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَیُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْکَافِرِینَ یُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَلَا یَخَافُونَ لَوْمَةَ لَائِمٍ ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ  (54)

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند)؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند، در برابر مؤمنان متواضع، و در برابر کافران سرسخت و نیرومندند؛ آنها در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند. این، فضل خداست که به هر کس بخواهد (و شایسته ببیند) می‌دهد؛ و (فضل) خدا وسیع، و خداوند داناست.

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ (55)

سرپرست و ولیّ شما، تنها خداست و پیامبر او و آنها که ایمان آورده‌اند؛ همانها که نماز را برپا می‌دارند، و در حال رکوع، زکات می‌دهند.

وَمَنْ یَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ (56)...

و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است....


دوست من؛ خواندی این سند معتبر را؟

در این جا خداوند هشدار می دهد که یهود و نصارا را ولی نگیرید که خداوند ستمکاران را هدایت نمی کند. و رئیس جمهور ما هنوز هم شعار می دهد آمریکا کدخداست...

در این جا خداوند برای من و تو ویژگی های رئیس جمهورمان و امثال او را به درستی می آورد. وقتی که می فرماید: کسانی را که در دلهایشان بیماری است می‌بینی که در (دوستی با آنان)، بر یکدیگر پیشی می‌گیرند، و می‌گویند: «می‌ترسیم حادثه‌ای برای ما اتفاق بیفتد

اما وعده خدا را باور نمی کند وقتی خداوند فرموده: شاید خداوند پیروزی یا حادثه دیگری از سوی خود (به نفع مسلمانان) پیش بیاورد؛ و این دسته، از آنچه در دل پنهان داشتند، پشیمان گردند!

آری می بینیم که اکنون به مرزهای پشیمانی رسیده اند، اما هنوز به جای ایمان به خدا؛ کدخدا را باور دارند. می بینیم که همه رشته هایشان طبق پیش بینی خداوند، پنبه شد و هر چه وعده دادند نابود گشت

دوست من ادامه را نیز بخوان. آن جایی که خداوند هشدار می دهد که اگر باورش نکنیم، بهتر از ما را خواهد آورد : ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هر کس از شما، از آیین خود بازگردد، (به خدا زیانی نمی‌رساند)؛ خداوند جمعیّتی را می‌آورد که آنها را دوست دارد و آنان (نیز) او را دوست دارند. کسانی که بر خلاف رئیس جمهور ما در برابر مومنان و مردم خود متواضع و در برابر دشمنان سرسخت هستند. آری بیا من و تو و ما مردم  مصداق قوم اول، قرار نگیریم و این دولت مردان کور دل، مصداق این پیش بینی شوند. اگر این شود، خداوند دولتی به ما هدیه خواهد داد که: در راه خدا جهاد می‌کنند، و از سرزنش هیچ ملامتگری هراسی ندارند

دوست من؛ بیا و باور داشته باش وعده حق خداوند را که فرموده: حزب و جمعیّت خدا پیروز است


[ شنبه 95/6/6 ] [ 5:11 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر


حتماً شمایی که این خبر را می خوانید هم متوجه فیلترینگ قوی تر این روزها در کشور شده اید.

فیلترینگی که، می شود گفت: این بار تمام ف.ی.ل.ت.ر..ش.ک.ن ها را نیز از کار انداخته.

شاید در نگاه اولتان، منی که از این اتفاق،انتقاد می کنم را به قول معروف "از اوناش" بدانید. از همان هایی که در اینترنت به دنبال دانلود فلان فیلم یا فلان عکس مستهجن هستند.

اما کمی که تامل کنید، متذکر می شوید که خود شما هم نه به دلایل بالا، بلکه به خاطر داشتن فعالیت های اجتماعیِ مجازیِ مثبت، از این نرم افزارها برای دور زدن فیلترینگ کشور، استفاده کرده اید.

مثلاً فعالیت سیاسی در فیس بوک یا گوگل پلاس، برای انتقاد از دولتِ #حسن_فریدون!.

اصلاً، قبول، اهل سیاست نیستی و به فکر دانش و دانش افزاییِ خودی. خود شمای دانشمند و دانش افزا، آیا برای ورود به برخی سایت ها، آی پی کشور تو را تحریم نکردند؟

یا تویی که می خواهی از فروشگاه اندرویدی گوگل، نرم افزاری برای گوشی خود دانلود کنی، باز هم با پیام تحریم کشورت روبرو نمی شوی؟

بله شاید بگویید که ما هر نرم افزاری که لازم داشته باشیم را از مارکت های ایرانی مثل بازار و... دانلود می کنیم. اما همین جا فکر کن. فکر کن چرا صاحب فروشگاه مجازی بازار، دسترسی اش آزاد باشد و تو نه؟!


باز هم فکر کن. فکر کن که چرا وزیر امور خارجه ی کشورت، بتواند به فیسبوک دسترسی داشته باشد و بتواند هر آنچه که درست می پندارد را بنگارد، اما تویی که منتقدش هستی، نتوانی در کامنتی از وزیر، سوال ات را بپرسی؛ انتقادت را بکنی؟


کافیست کمی فکر کنید. فقط کمی


تو را نزدیک بود از یاد ببرم. تویی که می گویی، به کسی مربوط نیست و دلم می خواهد در قماربازی های آنلاین شرکت کنم و فیلم و تصویر مستهجن دانلود کنم، زیرا این کار را در حریم شخصی ام انجام می دهم و در انظار عموم نیستم.

بلی شاید حق با تو هم باشد. اما نه به صورت مستقیم.

شاید حق با تو باشد به این نحو که، ارتباط با تمام دنیا، چاقویی دو لبه است و هم حُسن دارد و هم قُبح.  

اینکه اسلام تجسس را در حریم شخصی معمولاً حرام می داند، مگر به حکم شرع، جایی استثنا شود.

و با جمع این دو تای بالا، تو حق خواهی داشت، در حریم شخصی خود کاری انجام دهی که ما ندانیم. دولت هم کاری نداشته باشد تا وقتی که به جامعه و نظام ضربه ای وارد نشده. بله این گونه باشد شاید حق با تو نیز هست.


آه یکی دیگر هم آمده و می خواهد استدلالی در رد نظر من آورد. شاید می گوید که این چه استدلالی است که کردی؟ پس امر به معروف و نهی از منکر کجاست؟ مگر نه اینکه کسی که به خود ضربه بزند، عنصری می شود که به جامعه هم ضربه خواهد زد؟ و... همین طور از همین قسم رد استدلال ها ...

 در جواب تو نیز می گویم: تو هم حق داری. اما...

اما آیا می شود فیلترینگ به گونه ای باشد که تو؛ محقق عزیز، بتوانی تحریم را دور بزنی. تو که دنبال مطالب دوستانت در فیس بوک و گوگل پلاس و... هستی، بتوانی مطالبشان را دنبال کنی و مطالبت را دنبال کنند. یا تو که می روی و از این امکاناتِ اجانب برای روشنگری استفاده می کنی، بتوانی به روشنگری ات ادامه دهی. اما اویی که می رود در اینجاها فحاشی می کند؛ اویی که می رود در این جاها ناموس مردم را منحرف می کند؛ او که کاری به دیگران ندارد و به قول خودش در حریم شخصی خود، فیلم و عکس آنچنانی می بیند، نتواند این کارها را بکند؟

نه به نظر تو، با کدام تکنولوژی دنیا می تواند جلوی زبان و چشم مردم را گرفت؟ 

زبانی که اراده خیر دارد را آزاد گذاشت و زبانی که اراده به شر دارد را بسته نگاه داشت؟

مگر آن قدر پیشرفت شود که روی اراده ها تاثیر بگذاری که آن هم خلاف دستور خداوند است.


پس ای کسانی که اینترنت ایران را فیلترنت می کنید، تو را به خدا بس کنید.

تو را به خدا، هر زمان که نزدیک انتخابات شد در عوض قوی تر کردن خود در رصد مخالفان نظام، نیایید و کل مردم را از اینترنت محروم کنید. محروم از داشتن ارتباط های سالم به بهانه وجود ارتباط ناسالم... و....

اگر این کار را به شیوه درست انجام ندهید، همان چیزی که از آن می ترسید، بیشتر قدرت خواهد گرفت. امنیت ملی و مشروعیت ملی بیشتر زیر سوال خواهد رفت.

امضاء

بی سواد

www.bisawad.parsiblog.com


[ پنج شنبه 94/11/29 ] [ 5:28 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

#اگر_من_رئیس_جمهور_بودم

قبل از هر چیزی از فرجامِ رئیس جمهور قبلی عبرت می گرفتم تا در برجامِ خودم دچار مشکل نشده و به فرجامِ همان قبلی دچار نشوم.

اگر من رئیس جمهور بودم، حتی برای اظهار نظر راننده ی تاکسی نیز احترام قائل می شدم و مَردُمَم را بی سواد و بی شناسنامه خطاب نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم، باز هم از رئیس جمهور قبلی عبرت گرفته و وعده های 100 و 200 و 300 و ... روزه ای که فقط و فقط برای شعار، زیبا باشد نمی دادم.

اگر من رئیس جمهور بودم، گناه و قصور خودم را به عهده گرفته و گذشتگان و شاید حتی درگذشتگان! را مورد عنایت! قرار نمی دادم.

اگر من رئیس جمهور بودم، دشمن قَسَم خورده ی سی و اندی ساله ام رو دوست و دوستان سی و اندی ساله ام را تُندرو نمی خواندم.

اگر من رئیس جمهور بودم، در میز مذاکره با دشمن، قطره قطره خون رزمندگان و دانشمندان شهیدم را همواره جلوی چشم داشتم و امتیازاتم را به رایگان مصرف نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم،...

...

...

...

اگر من رئیس جمهور بودم، در قبال زیر قول زدن دشمنم، به او لبخند نمی زدم و روی قول و قرارهای پوچ و تو خالی اش حساب باز نمی کردم.

اگر من رئیس جمهور بودم، وزرای خود را کنترل می کردم نه اینکه تحت کنترل برخی وزرا! قرار بگیرم و باقی شان را به حال خود رها کنم تا هر کار دلشان خواست بکنن و هر حرفی دلشان خواست بزنند و مردم را خائن خطاب کنند و بنیادهای انقلابی را زیر سوال ببرند.

اگر من رئیس جمهور بودم... هوم...

آه یادم آمد :)

اگر من رئیس جمهور بودم، مردم را به زور در ظِلِّ آفتاب و سوز سرما، نگه نمی داشتم تا مردمی بودن خودم را اثبات کنم.

       اگر من رئیس جمهور بودم، اگر فرماندار هم کارمند و کاگر استان تحت نظرش را مجبور به استقبال می کرد، توبیخَش می کردم.

       اگر من رئیس جمهور بودم، حتی اگر یک نفر به استقبال من می آمد، برای آن یک نفر، احترام قائل شده و حرف هایم را می زدم و حرف هایش را می شنیدم.

                   درست مانند استاد عزیزم که بدون یدک کشیدن نام اسلام و مسلمین و بدون هیچ چشم داشتی، وقتی مرا تنها در کلاس درس دید، وقتش را گذاشت، به من احترام گذاشت و تدریسش را شروع کرد.

       اگر من رئیس جمهور بودم، نمی گذاشتم به خاطر من، مدارسِ تعطیل شده، در آلوده ترین روزِ هفته، باز شوند...، آن هم نه به خاطر تحصیلِ علم، بلکه به خاطر حضورِ بی خاصیتِ من!. آن هم در هوای آلوده؛ ساعت ها روی پاهای کوچکِ شان، به ایستند تا من افاضات کنم.

                    من آن روز، همه ی کاسه کوزه های استقبال از خود را به هم ریخته، بچه ها را به خانه فرستاده، وزیر آموزش و پرورشِ چاپلوس خود را عزل می کردم.

 

#اگر_من_رئیس_جمهور_بودم

 

 

امضاء

بی سواد


[ پنج شنبه 94/10/3 ] [ 9:38 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]

به نام خالق خیر و شر

اخبار 20:30، 22/آبان/1394

دست بانک ها برای برداشت پول از حساب بدهکارا، باز شد

این عنوان خبری بود که در 22 آبان از شبکه دو و اخبار 20:30، پخش شد.

شاید شما هم مثل من، وقتی این عنوان را شنیدید، خوشحال شدید که چه عجب، بالاخره، این بدهکاران بزرگ بانکی، بدهی‌شان تسویه می شود. همان‌هایی که وام های میلیاردی می گرفتند و ککشان هم نمی گزید که بازپرداخت وامشان، به تعویق افتاده.

اما بعد از عنوان خبر و شنیدنِ متن، فهمیدیم، این خیال، خیال خامی بیش نیست. و بدتر از آن شنیدیم که باز هم این قِشر خودمان(قِشر متوسط) هست که قانونی تصویب و به او ظلم کردند.

خبر در ادامه می گوید:

شورای پول اعتبار مصوب کرد و رئیس سازمان مدیریت، بخش‌نامه کرده...! منبع

همین جا، اولین اتفاق عجیب! را شاهدیم. شورای پول و اعتبار یک چیزی را تصویب می کند و رئیس سازمان مدیریت، به سرعت، آن موصوبه را بخش‌نامه و ابلاغ می‌کند!!!.

عجیب نیست این همه سرعت. حتماً یادتان هست که هر وقت هر قانونی تصویب می‌شد و اجرا نمی‌شد، مشکل این بود که هنوز بخش‌نامه به ما ابلاغ نشده.

نه تنها در قوانین بانکی، بلکه هر قانون دیگری از ادارات گرفته تا اوامر مسئولین بلندمرتبه. به خصوص اوامر رهبری، به بهانه‌ی نبودن بخش‌نامه زمین می‌ماند.

دوربین که می‌رفت سمت مسئول اجرایی، بهانه این بود که، هنوز بخش‌نامه به ما ابلاغ نشده. با پیگیری بیشتر و رسیدن به متولی ابلاغ بخش‌نامه، می‌شنیدیم که ابلاغ بخش‌نامه پروسه‌ای زمان‌بر هست و طول می‌کشد.

اما حالا، عکس آن حرف‌ها زده می‌شود. یک جایی قانونی را تصویب کرد و بخش مربوطه، سریعاً قانون را بخش‌نامه و ابلاغ کرد.

آن هم قانونِ دست کردن در جیبِ بخشی از ضعفای ملت. نه دست کردن در جیب، دزدان و از مالیات در رو ها و ... .

قانونی تصویب و بخش‌نامه شد که، دست در جیب کارمندان دولت کنند. همان کارمندانی که همیشه مالیات را داده اند (البته چه بخواهند و چه نخواهند،‌از حقوقشان کسر می‌شده). همان کارمندان دولت که اگر یک روز اعتصاب کنند، دولت و دم و دستگاهش، فلج می‌شوند.

از بانک ها بگیر تا ادارات مختلف.

این قانون، کارمندان این ادارات را هدف قرار داده و نه بدهکاران کلان بانکی را. معلوم است دیگر، زورشان به آن کله گنده‌ها نمی‌رسد، می‌خواهند  از مردم متوسط، بدزند.

بله دزدی. دزدی که شاخ و دُم ندارد. مگر نمی‌گویند اگر از کسی طلبکار هستید، بدون اجازه در اموالش تصرف کنید، غصب و دزدی است؟ (مساله‌ی مشابه را در اینجا بخوانید) یا (تقاص از بدهکار چه وقت جایز است)

حال به نظر شما، مردمی که کارتِ وام خرید وسایل خانه را می‌گیرند و قبول کرده‌اند اقساط آن را بپردازند، تاخیر در پرداخت اقساط مُجَوِز آن می‌شود که از حسابشان بدون اجازه برداشت کرد؟ نه بلکه این عین دزدی است.

جالب است که این اتفاق مربوط به این روزها نیست و می‌گویند در قرارداد وام آمده است. (...اله‌وردی رجایی‌سلماسی، که از فعالان باسابقه نظام بانکی است، با تأیید برداشت از حساب‌ها، مشتریان را به خواندن قراردادی تشویق می‌کند که در همان لحظه دریافت وام آن را به دستشان می‌دهند تا امضا کنند. او می‌گوید: اگر مشتری قراردادی را که برای دریافت تسهیلات امضا می‌کند، بخواند، به وضوح متوجه می‌شود که در یکی از بندهای قراردا...) متن کامل را از اینجا بخوانید

 

****


اما ظلم دیگر. ظلم و فریب مردم برای تحریک شدن و تقاضا کردن آن‌هاست.

همین یک ساعت پیش در اخبار شبکه یک گفته شد که بانک مرکزی، برای تسهیلات خودرو، سقف تعیین کرده است. در صورتی که قبل از آن، چنین سقف و محدودیتی نبوده.

(...بر این اساس تنها تسهیلات 110 هزار خودروی داخلی از سوی بانک‌ها تامین می‌شود. همچنین بانک مرکزی به خودروسازان ایران در مورد عواقب ثبت نام بیش از 110 هزار خودرو هشدار داده است...)
(به واقع یک  دعوای زرگری بین خود، راه می‌اندازند و تو را تحریک می‌کنند)

(می توانید متن کامل تر خبر را از اینجا بخوانید)


می‌دانید چرا چنین می‌کنند؟

اینها با این کار، من و تُوی مردم را فریب می‌دهند. این‌ گونه که وقتی می‌بینند کمی استقبال شده و هنوز مردم دو دل هستند، شریط را تغییر داده و به یک باره می‌گویند، تسهیلات محدودیت دارد. این می‌شود که مردم برای عقب نماندن از هم، در دریافت تسهیلات، از یکدیگر سبقت گرفته و چیزی را که شَک داشتند بگیرند، با یقین گرفته و بعد می‌بینند چه اشتباهی کردند و چه کلاه گشادی سرشان رفته.

از آن طرف، هم بانک و هم خودروساز به هدف خود رسیده و بخشی از ضررشان را جبران می‌کنند. اما می‌دانند که هنوز پول لازم‌اند و هنوز خودروهایی روی دستشان باد کرده. بنابراین فردا یا پس فردایی که به سقف تعیین شده در تسهیلات رسیدند، خواهند گفت: "مژده، مژده. مژده به مردم فهیم! ایران. با تلاش دست اندرکاران...، توانستیم از محل فلان درآمد یا...، تسهیلات بیشتری برای شما مردم فهیم فراهم کنیم. اگر می‌خواهید این بار از قافله عقب نمانید، بهتر است عجله کنید. چون این تسهیلات هم محدودیت دارد." این گونه ما را فریب داده و به بازار مکاره‌ی خود می‌کشانند.

بله متاسفانه این دولت و این خودروساز و این بانک جمهوری اسلامی ایران!، تا بتواند از من و تُوی مردم بهره‌کشی می‌کند و با فُحش و تهدید و فریب، ما را به کاری که بخواهند، وا می‌دارد.

دقت کنید که این یک روند برنامه ریزی شده است

1- تبدیل بازپرداخت 7 سال به 4 سال

2- محدود کردن از چک و سفته به چک تنها

3- تغییر زمان تحویل خودرو از روز بستن قرارداد به شش ماه دیگر

4- پرداخت مبلغ 250 تا 880 هزار تومان، علاوه بر 20 درصد قیمت خودرو (به بهانه‌‌ی بهره‌مند شدن از سود ارزش افزوده!‍)

5- محدود کردن سقف تسهیلات به 110 هزار دستگاه خودرو

و داستان این برنامه‌ ریزی فریب و تحریک همچنان ادامه دارد...

ای مردم، آیا نمی‌بینید رهبر در این قضایا سکوت کرده‌اند. اگر این قضایا حق بود و این بانک ها و خودروسازها و دولت، مُحق بودند، رهبری هم شما را تشویق به خرید می‌کردند. اما همه شاهدیم که ایشان در این چند ماهه و در این فریبکاری‌ها، نه تنها نگفتند و نمی‌گویند بروید خودروی داخلی بخرید، بلکه حتی حرفی از تولید ملی و حمایت از آن  هم به میان نیاوردند تا نکند برای من و تو این شبهه ایجاد شود که رهبری موافق خریدن ما با این شرایط ظالمانه باشند.

 

امضاء

بی سواد

مطالب مرتبط:

خویِ آمریکاییِ خودروسازها

وام یا دامِ خودروسازها

خودروی داخلی نمی خرم


[ شنبه 94/8/23 ] [ 3:45 عصر ] [ بی سواد ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

لینک های ویژه
امکانات وب


بازدید امروز: 12
بازدید دیروز: 35
کل بازدیدها: 55159